تبليغاتX
خط خطی های یک معمار...


خط خطی های یک معمار...

روزها آنقدر آب می نوشم تا شب چشمانم کم نیاورند .

چشمانم نشتی دارند یا دلم ؟!

سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389 | 13:13 | عطیه | |

با اینکه گفته اند : سرمایه هر کس حرفهایی است که دل برای نگفتن دارد , اما دل من طاقت ندارد

حرف هایی که به تو میگویم سرمایه های من است .

دوستت دارم

سه شنبه هفدهم اسفند 1389 | 11:4 | عطیه | |

زهر را در چای خود ریختم ، هم زدم

و بعد چشیدم ...

اوه خدای من

طعم زندگی پایان یافته ام را میدهد !

دوشنبه دوم اسفند 1389 | 19:22 | عطیه | |

انتظار صدای قدم هایت دیوانه ام کرده

بیش از این صبر ندارم

انگار گوشم

 به صدای نشنیده قدم هایت عادت کرده

 

چهارشنبه بیست و هفتم بهمن 1389 | 19:24 | عطیه | |

سلام خدمت رایانه اوهوم اوه ... یارانه های عزیز دلبندمان

خوب می باشید انشاء الله ؟ یه سری خبر و مبر شنیدیم از شما...تا شنیدیم گوش و چشم و دهان و ... مان باز ماند !!

آخر این چه تصمیمی می باشد که شما از خود گرفتن کرده اید !؟

زبانمان لال مگر مغز این چهارپایان را گاز زده اید !؟

ناسلامتی شما در این کشور کلی طرفدار دارید

اگر این خبر به گوش همه محبان شما برسد ... می دانیم حتما جنگ می شود . آنوقت برای ساکت نمودن محبانتان مجبور می شوند در پمپ های بنزین یک چند عددی پلیس نامهربان بگذارند تا ...

باور کنید قصد کبالغه نداریم اما آخر ... از شما توقع نداشتیم

می گویید چه شده ؟! این را باید از شما بپرسیم ای عالیجنابان این مملکت

زبانمان لال خاک بردهانمان ! کاش می مردیم و این روز را نمیدیدیم

تصمیم به هدف داشتن گرفته اید ؟!!!!

واقعا می خواهید هدفمند شوید؟؟؟؟؟؟؟! آیا کفر می ورزید ؟

دلتان می آید که با هدف ناوالایی که گرفته اید تمام دوستداران خود را از دست بدهید؟!

بدانید و آگاه باشید این هدف شما جز بی هدفی نیست

البته ما ... بخوریم که بخواهیم برای شما والا مقامان تعیین تکلیف کنیم اما باور کنید ما ته این راه را می بینیم

می دانید چه می شود ؟

ما می دانیم ...

شما می خواهید از خانه های ایرانی بروید انگار خسته شده اید . می خواهید به کشورهایی مثل لبنان و بلکه هم فلسطین بروید

آخر ما چه مان از آن فلسطینی سنگ به دست کمتر است ؟!!

راستی یک چیز دیگر هم شنیدیم

البته... حتما شایعه است !

چون ما تا به حال از این جور فکرها نکرده بودیم

عرض و طول کنیم خدمت شما که بله ...

شنیده ایم بعد از ترک جیب های مردم به جیب های آقایون می روید

حتما بهتان خیلی خوش می گذرد آخر از جنس شما آنجا زیاد است و می توانید کلی فامیل پیدا کنید

البته شاید هم خیلی تحویلتان نگیرند چون شما رقمی نمی باشید برای آنها که ...

البته ناگفته نماند که چندی است رفقای شما به حساب های بعضی ها سری می زنند

بیچاره ها خسته شدند از بس در بانک ماندند و مردم از آن ها استفاده نکردند برای همین اطلاعیه داده اند که دیگر نمی آیند

بله ... آنها هم مارا ترک کردند .

خلاصه که گولتان زده اند ...

مردم را بی هدف می کنند آن وقت شما را هدفمند !!! باور کردنی ست آخر؟

یکی نیست بگوید : شما جیب ما رو نزن نمی خواد یارانه ها رو هدفمند کنی

خلاصه که به بچه های بالا هم بگویید که دلمان تنگ می شود اگر بروید

ما خالصانه به شما عشق می ورزیم

مخلص شما ...

یک عمله دانا

 

نمیخواستم فعلن بذارم

باید عوض شه

علی الحساب داشته باشید

شنبه بیست و پنجم دی 1389 | 19:0 | عطیه | |

سلاااااام

چقد وقت بود نیومده بودم اینجا

دلم تنگ شده بود

این جمعه رفتیم زنجان

یه سفر مجردی البته با این میدل باس رفتیم شکلکش نبود

من وآتنا بودیم با چندتا از دوستام اعم از پسر و دختر

کلی خوش گذشت

خیلی بچه های باحالی بودن

دلمان باز از این سفرها میخواهد

با اینکه کلی وقت تو راه رفت و برگشت بودیم ولی اصن بهمون فشار نیومد

حتی ۱دقیقه م نخوابیدم انقد که...

اول رفتیم گنبد سلطانیه که ارتفاعش۴۸ متره از سال۴۳ دارن مرمتش میکنن ولی هنوز خیلیش موندهWhoop De Doo

اینم عکساش چون آپلود میخواستم بکنم سایزشو کوچیک کردم

 

 

 

 

بعد از اون سوار ماشین شدیم دوباره و رفتیم به سمت غار که وسط راه به علت اضطراری بودن بعضی مسائل نگه داشت

خلاصه بچه ها که برگشتن تو ماشین انقد خوشحال بودن که نگوYatta Happy Dance

رسیدیم به غار دیدیم رستورانای اونجا کلن بسته شدهRolling Pin

با شکم گرسنه رفتیم تو غار

اینم عکساش

 

این شبیه پنجه شیره

 

 

این پای فیله

 

شبیه مریم مقدس و فرزندی که در آغوش گرفته

 

صورت جادوگر

 

دماغه کشتی

 

سفره عقد

 

میگن آخرش میرسه به غار علیصدر ولی تا اونجایی که مردم میتونستن برن حدود یک و نیم کیلومتر بود

که برگشتم باز باید همون مسیر و میومدی

بعدش رفتیم ناهار یه جا دیگه

برگشتنی هم کلی حال کردیم

ساعت ۱۰.۵ هم رسیدیم خونه

 اینا مامان بابامن    

یکشنبه بیست و سوم آبان 1389 | 21:16 | عطیه | |

چقدر بیخوده وقتی جایی میخوای بری و هیچکس پایه نیست

واقعا که

اصن دل همشون بسوزه

میرم خیلیم بم خوش میگذره

دوشنبه هفدهم آبان 1389 | 19:12 | عطیه | |

سلام

تنها چیزی که میتونم بگم خستگی خیلی زیاد از درس اونم الان که تازه اول آبانه

فیلم سن پطرز بورگ رو دیدم

خیلی خوب بود

حتمن ببینید

همین

چهارشنبه دوازدهم آبان 1389 | 22:10 | عطیه | |

سلام

باور کنید انقد حرف دارم که ندارم!!!!

شبا که خودم میشم...

بی خیال اینجا خانواده رد میشه

فقط یه چیزی فیلم "هرچی خدا بخواد " رو دیدم

البته فقط یه تصادف بود

توصیه نمیشه ببینید

سه شنبه چهارم آبان 1389 | 20:39 | عطیه | |

خط خطی کردن چندتا مزیت داره

اول اینکه هر روز که پا میشم میبینم هنوز کاری دارم که انجام ندادمش و با این امید زنده م!

دوم دستم تو خط کشیدن قوی بشه شاید

سوم عقده هام میریزه رو کاغذ و خالی میشم

چهارم دل سیاهم سفید میشه و کاغذ سفید سیاه

پنجم به ذهنم یه سری اراجیفی مثله اینا میرسه

ششم حداقل میشه به عنوان مصرف کننده کاغذ و مداد روم حساب باز کرد

تصمیم گرفتم بعد از خط خطی کردن هر مطلبی که به ذهنم میرسه رو پشت همون کاغذ بنویسم چون هم تاریخ پشتش میزنم هم با میزان سیاه بودن کاغذ میفهمم که اون روز حالم چه جوری بوده

یه جور خاطره هم میشه

همین

=============================================

چقد درس بعضی وقتا بد و مزاحمه

جمعه بیست و سوم مهر 1389 | 18:44 | عطیه | |

www . night Skin . ir